بیمارستان گراش 2 میلیارد تومان بدهی دارد
این خبر بدی است که گراشی ها را ناراحت می کند ولی چرا تا کنون کسی توجهی به آن ندارد؟
آیا مسئولین و روسای بیمارستان نمیتوانند آن را حل کنند؟
آیا در نهایت بیمارستان گراش با آن همه کبکبه و دبدبه به تعطیلی خواهد رسید؟
آیا دستی پشت پرده در کار است که این معزل بیمارستان را حل کند؟
البته در این بین در نهایت مردم به یک نتیجه می رسند و آن هم مدیریت نالایق است. البته نه مدیران رسمی بیمارستان بلکه مدیرانی که در خفا تصمیم گیری میکنند و به هیچکسی جواب پس نمیدهند. احتمالا متوجه منظورم شده اید. آن شخص که قدرت بیمارستان و عزل و نصب ها را در دست دارد و از قضای روزگار مورد وثوق کامل بانی است. بله همین آقای حاج ق. س. است که همه میشناسید.
نمی دانم چرا روزنامه صحبت نو در این زمینه کاری نکرده است؟ آیا در قبال این وضعیت وظیفه ای ندارد؟
یا چرا بانی بیمارستان همچنان در این زمینه پافشاری میکند؟ اصلا چرا هیچ رئیسی در این بیمارستان تاب تحمل بیش از 7 یا 8 ماه را ندارد و مجبور به استعفا میشود؟
یک مثال نشان می دهد که عملا هیچکدام از روسای بیمارستان اختیاری در مدیریت بیمارستان نداشته اند:
نزدیک دو سال پیش در زمان ریاست ظاهری دکتر محقق از ایشان می پرسند چرا دیوارهای بیمارستان را دارید خراب می کنید؟ ایشان جواب میدهد که کجا؟ کی؟ قرار نبوده دیوار خراب بشه. من که رییسم خبر ندارم!
غافل از اینکه این آقای رئیس فکر میکرده رئیسه و عملا حاج ق.س. ریاست میکرده.
اصلا به من چه؟ بانی بیمارستان که دلش نسوخته باشه من باید دلم بسوزه؟ پول من که نخوردن. بیمارستان خودش صاحاب داره. به من چه که چقدر بدهی داره.
این خبر بدی است که گراشی ها را ناراحت می کند ولی چرا تا کنون کسی توجهی به آن ندارد؟
آیا مسئولین و روسای بیمارستان نمیتوانند آن را حل کنند؟
آیا در نهایت بیمارستان گراش با آن همه کبکبه و دبدبه به تعطیلی خواهد رسید؟
آیا دستی پشت پرده در کار است که این معزل بیمارستان را حل کند؟
البته در این بین در نهایت مردم به یک نتیجه می رسند و آن هم مدیریت نالایق است. البته نه مدیران رسمی بیمارستان بلکه مدیرانی که در خفا تصمیم گیری میکنند و به هیچکسی جواب پس نمیدهند. احتمالا متوجه منظورم شده اید. آن شخص که قدرت بیمارستان و عزل و نصب ها را در دست دارد و از قضای روزگار مورد وثوق کامل بانی است. بله همین آقای حاج ق. س. است که همه میشناسید.
نمی دانم چرا روزنامه صحبت نو در این زمینه کاری نکرده است؟ آیا در قبال این وضعیت وظیفه ای ندارد؟
یا چرا بانی بیمارستان همچنان در این زمینه پافشاری میکند؟ اصلا چرا هیچ رئیسی در این بیمارستان تاب تحمل بیش از 7 یا 8 ماه را ندارد و مجبور به استعفا میشود؟
یک مثال نشان می دهد که عملا هیچکدام از روسای بیمارستان اختیاری در مدیریت بیمارستان نداشته اند:
نزدیک دو سال پیش در زمان ریاست ظاهری دکتر محقق از ایشان می پرسند چرا دیوارهای بیمارستان را دارید خراب می کنید؟ ایشان جواب میدهد که کجا؟ کی؟ قرار نبوده دیوار خراب بشه. من که رییسم خبر ندارم!
غافل از اینکه این آقای رئیس فکر میکرده رئیسه و عملا حاج ق.س. ریاست میکرده.
اصلا به من چه؟ بانی بیمارستان که دلش نسوخته باشه من باید دلم بسوزه؟ پول من که نخوردن. بیمارستان خودش صاحاب داره. به من چه که چقدر بدهی داره.
+ نوشته شده در ساعت   توسط احمد
|
